19 ماهگی فندق ما


ارغوان کوچولوی ما ١٩ ماهه شد .خانوم کوچولو معنی خیلی از کلمه ها رو یاد گرفته و میدونه و خوب تکرار میکنه.
دخترکم هفته قبل بابا مهدی ماموریت بود و ما خونه مامانم بودیم اونجا که هستیم خیلی به تو خوش میگذره و سرت حسابی گرم میشه
اما وقتی برمیگردیم خونه بهانه گیری هات شروع میشه و واسه کوچکترین مساله گریه میکنی
و چند روز طول میکشه عادت کنی
حتی شبی که برگشتیم خونه خودمون کمی تب کردی و مجبور شدیم ببریمت دکتر
.خدا رو شکر حالا حالت خوبه.
راستی ٤ تا دندون های نیش هم برای درخشیدن تو اون دهان خوشگلت تلاش میکنن که فکر میکنم به خاطر اونها هم کمی نا آرومی.![]()
کودکم ، دوستت دارم به اندازه تمام قطره های باران
روز کودک خونه مامان جون بودیم و نت اونها هم متاسفانه شب قبل قطع شد و نتونستم برایت تبریک روز کودک بذارم با چند روز تاخیر
کودکم عاشقانه دوستت داریم .کودک بمان و از کودکی لذت ببر
زنده باد زندگی ،زنده باد کودکی


19 ماهگی فندق ما
